مدافعه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ فِ عَ یا عِ) [ ع. مدافعة ] (مص م.)<BR>۱- یکدیگر را راندن و دور کردن.<BR>۲- دفاع کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ فِ عَ یا عِ) [ ع. مدافعه ] (مص م.) ۱- یکدیگر را راندن و دور کردن. ۲- دفاع کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مدافعه . [ م ُ ف َ / ف ِ ع َ / ع ِ ](از ع اِمص ) مدافعة. مدافعت . رجوع به مدافعت شود.
مترادف و متضاد واژهدان
پایداری، پشتیبانی، دفاع، دفع، مقاومت (متضاد: تهاجم، هجمه) حمایت، جانبداری
واژگان فارسی سره واژهدان
نبرد، جنگ، پیکار، آورد