مداوم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ وِ) [ ع. ] (اِفا.) دوام دهنده، ادامه دهنده.مترادفها و واژههای مرتبطبلاوقفه، پیاپی، پیدرپی، مسلسل، پیوسته، علیالدوام، لاینقطع، مستمر، ناگسیختهواژه قبلی: مداولتواژه بعدی: مداومت