مدح سرای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مدح سرای . [ م َس َ ] (نف مرکب ) مدحت سرای . مدیحه گو. مدحتگر. شاعر مداح . که به شعر کسی را بستاید و مدح کند : از خلقت تو مدح سرایان تو ای شاه در خانه همه روزه همی بندند آذین . فرخی . زبر او و عطاهای او همیشه بود چو تختهای عروسان سرای مدح سرای . فرخی . دهر شکست پشت من نیست به رویش آب شرم ورنه چنین نداشتی مدح سرای شاه را. خاقانی . مصطفی حاضر و حسان عجم مدح سرای پیش سیمرغ خمش طوطی گویا بینند. خاقانی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی