مدرن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مدرن . [ م ُ رِ ] (ع ص ) حطب مدرن ؛ هیمه ٔ خشک . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). یابس . (متن اللغة) (اقرب الموارد). ◄ جامه ٔ چرکین . ◄ چرکین گرداننده . ◄ شترانی که علف ریزه ٔ خشک را چرند . (آنندراج ).
مدرن . [ م ُ دِ ] (فرانسوی، ص ) تازه . نو. جدید. تازه باب شده . مد روز. باب روز.