مدرک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مدرک . [ م ُ رِ ] (اِخ ) عبداﷲ شیرازی، متخلص به مدرک، از تجار بوشهر و از معاصران فرصت الدوله ٔ شیرازی است . در آثار العجم اشعاری از او نقل شده است و از آن جمله : آنکه منعم می کند از عشق گر بیند جمالش دیده بگشاید به حیرت لب ببندد گفتگو را. رجوع به آثار العجم ص ٣٧٣ و فرهنگ سخنوران شود.
مدرک . [ م ُ رِ ] (اِخ ) ابن غزوان جعفری، از شاعران عرب قرن سوم هجری قمری است . وی در خلافت متوکل عباسی در نیشابور به زندان افتاد و در زندان اشعاری در ستایش طاهربن عبداﷲ والی خراسان سرود. مرزبانی منتخبی از اشعار او را آورده است . وی در حدود سال ٢٤٠ هَ . ق . درگذشت . رجوع به الاعلام زرکلی ج ٨ ص ٧٩ و معجم الشعراء مرزبانی ص ٤٠٧ شود.
مدرک . [ م ُ رِ ] (اِخ ) ابن واصل بن حنظلةبن اوس الطائی، مکنی به ابوالجنیبة از شاعران عرب قرن دوم هجری قمری است . در ایام خلافت هارون الرشید عباسی به شهرت رسید و در حدود سال ١٩٠ هَ . ق . درگذشت . او راست : تری صلحاء الناس یتخذوننی اخاً، و لسانی للئام شتوم . رجوع به الاعلام زرکلی ج ٨ ص ٧٩ و معجم الشعراء مرزبانی ص ٤٠٦ شود.