مدر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ دَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- کلوخ، گل سخت. ۲- روستا، ده.(مُ دِ) [ ع. ] (اِ.) ادرار آور.مترادفها و واژههای مرتبطادرارآور، ادرارزا، پیشابزاواژه قبلی: مددکارواژه بعدی: مدرار