مدیریت/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ یَّ) [ ع. ] ۱- (مص جع.) مدیر بودن، مدیری. ۲- علم و هنر متشکل کردن، همآهنگ کردن.مترادفها و واژههای مرتبطتدبیر، کیاستریاستتمشیتواژه قبلی: مدیرواژه بعدی: مدینه