مد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مد. [ م ُ] (فرانسوی، اِ) روش و طریقه ٔ موقت که طبق ذوق و سلیقه ٔ اهل زمان طرز زندگی و لباس پوشیدن و غیره را تنظیم کند. باب . باب روز. آئین . (فرهنگ فارسی معین ). باب . متداول . معمول . رایج .شیوه ٔ متداول و باب زمان در شؤون زندگی اجتماعی . - از مد افتادن ؛ متروک و منسوخ شدن . کهنه شدن و از رواج افتادن . - از مد انداختن ؛ کهنه و منسوخ کردن . - شیک و مد ؛ خوش پوش . که لباس زیبا و باب روز پوشد. - مد تازه ؛ شیوه ٔ جدید. - مد روز ؛ باب روز. مورد پسند و انتخاب ابنای زمان . - مد شدن ؛ باب شدن . متداول و معمول گشتن . - مد کردن ؛ متداول کردن . رواج دادن .
مد. [ م ُ ] (اِخ ) قریه ای از خره بهار خال در قاینات . (یادداشت مؤلف ).
مد. [ م ُدد ] (ع اِ) مد، پری دو کف است از طعام . (رساله ٔ اوزان و مقادیر مقریزی ). پیمانه ٔ یک منی .(زمخشری از یادداشت مؤلف ). قسمی پیمانه است و اصلش اینکه شخص دو [ کف ] دستش را بازکند و آن را از طعامی پر کند. ج، امداد، مداد، مُدَد، مِدَد، مَدَدَة است . و در مورد وزن هر مد شش قول است که با حساب اعشاری بدین شرح است : قول نخست : هر مد برابر یک رطل و ربع رطل ٩٠مثقالی است معادل با ٣٨٦/٦٠٢ گرام . قول دوم :هر مد برابر یک و ربع رطل ٩١مثقالی و معادل ٣٩٠/٨٩٧گرام است . قول سوم : هر مد یک رطل و ثلث رطل ٩٠مثقالی و معادل ٤١٢/٥٦٣ گرام است . قول چهارم : هر مد یک رطل و ثلث رطل ٩١مثقالی و معادل ٤١٦/٨٥٨ گرام است . قول پنجم : هر مد دو رطل ٩٠مثقالی معادل ٦١٨/٥٦٢ گرام است . قول ششم : در مذهب امامیه هر مد ٢٠٢/٥ مثقال و معادل ٦٩٤/٨٨٣ گرام است . در مذهب فقیه حلی [ علامه ] و شیخ جعفر کاشف الغطاء هر مد ٢٠٤ و سه ربع مثقال و معادل ٦٩٤/٨٨٣ گرام است . (از متن اللغة) : رسول فرمود که من از عراق و اهل آن و درهمش و قفیزش منع کردم و از شام دینارش و مدش وضع کردم و به ترک آن بگفتم . (تاریخ قم ص ١٨٣) . - مد نبی ؛ سه کیلجه ؛ یعنی صاعی و نیم باشد. (یادداشت مؤلف ). مد نبی، چار یک صاع است . (منتهی الارب ).