مذاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مذاد. [ م َ ] (ع اِ) مرتع. چراگاه . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة).
مذاد. [ م َ ] (اِخ ) موضعی است که پیغمبر اسلام در آنجا خندق حفر کرد، و سیوطی گوید که : آن قلعه ای است در مدینه، در المراصد آمده است که : مذاد وادی است بین سلعو خندق مدینه . (از متن اللغة) (از معجم البلدان ).