واژه جو

مذبور

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مذبور. [ م َ ] (ع ص ) نوشته شده . (آنندراج ). در پیش گفته شده . سرغنه . (ناظم الاطباء). مزبور. مکتوب . نعت مفعولی است از ذبر. رجوع ذبر شود.

معنی مذبور | واژه جو