مذر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مذر. [ م َذَ ] (ع مص ) تباه گردیدن و فاسد و گندیده شدن . گویند: مذرت البیضه، مذرت الجوزة. فهی مذرة. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). ◄ شوریدن و تباه شدن . گویند: مذرت نفسه مذرت معدته، فهی مذرة. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). ◄ از اتباع است برای شذر، گویند: تفرقوا شذر مذر؛ یعنی رفتندو پریشان شدند. (از منتهی الارب ). رجوع به شذر شود.
مذر. [ م َ ذِ ] (ع ص ) تباه . گندیده . بدبوشده . (ناظم الاطباء). رجوع به مذرة شود.