مذعوف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مذعوف . [ م َ ] (ع ص ) طعام مذعوف ؛ طعام زهرآمیخته . (منتهی الارب ). طعامی که در آن ذعاف یعنی سم قاتل و زهر زودکشنده باشد. (از متن اللغة). مسموم . (اقرب الموارد). ◄ دوای زهردار. (ناظم الاطباء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مذعوف . [ م َ ] (ع ص ) طعام مذعوف ؛ طعام زهرآمیخته . (منتهی الارب ). طعامی که در آن ذعاف یعنی سم قاتل و زهر زودکشنده باشد. (از متن اللغة). مسموم . (اقرب الموارد). ◄ دوای زهردار. (ناظم الاطباء).