مرا کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرا کردن . [ م ِ ک َ دَ ] (ص مرکب ) پیکار کردن . جدال کردن : اوت کشت و اوت هم خواهد درودن بی گمان هر که کارد بدرود پس چون کنی چندین مرا. ناصرخسرو. رجوع به مرا شود. ◄ برابری کردن : بساکاخا که محمودش بنا کرد که از رفعت همی با مه مراکرد. (چهارمقاله ٔ عروضی ). رجوع به مِرا و مِراء شود.