مرابطه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرابطه . [ م ُ ب ِ طَ / طِ ] (از ع اِمص ) مرابطة. سرحدداری . رجوع به مُرابَطَة شود. ◄ مواظبت کردن . رجوع به مُرابَطَة شود. ◄ در فارسی، بایکدیگر رابطه داشتن . با هم مرتبط بودن . به یکدیگر پیوسته و مربوط بودن . ربط و پیوند داشتن با همدیگر.