مراحم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مراحم . [ م َ ح ِ ] (ع اِ) مهربانیها. ج ِ مرحمت . (غیاث اللغات ). رجوع به مرحمة و مرحمت شود : و مراحم حضرت صاحبقرانی شامل حال همگان گشته . (ظفرنامه ٔ یزدی، از فرهنگ فارسی معین ). - ارباب مراحم و اشفاق ؛ مردمان مهربان و مشفق . (ناظم الاطباء).