مراسله
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مراسلة. [ م ُ س َ ل َ ] (ع مص ) نامه و پیغام کردن با هم . (منتهی الارب ). با کسی مکاتبت کردن و به یکدیگر پیغام فرستادن . (تاج المصادر بیهقی ) (از زوزنی ). نامه ها و رسائل با هم رد و بدل کردن . (از متن اللغة). مراسله . ◄ پیروی کردن کسی را در کارش . (از ناظم الاطباء): راسله فی عمله ؛ تابعه، فهو رسیل . (متن اللغة). - راسله الغناء ؛ باراه فی ارساله، و هو رسیل . (متن اللغة).
مراسله . [ م ُ س َ / س ِ ل َ / ل ِ ] (از ع اِمص ) مراسلة. نامه و پیغام رد و بدل کردن . رجوع به مراسلة شود. ◄ (اِ) نامه . (لغات فرهنگستان ). مکتوب . نوشته . نامه و پیغامی که به کسی فرستند. ج، مراسلات . - مراسله داشتن ؛ مکاتبه داشتن . با هم نامه و پیغام رد و بدل کردن . به پیغام و نامه با هم رابطه داشتن : یکی از متعلقان واقف بود و ملک را اعلام کرد که فلان را که حبس فرموده ای با ملوک نواحی مراسله دارد. (گلستان سعدی ). - مراسله نوشتن ؛ نامه نوشتن . مکاتبه کردن .