مراقبت کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
مواظبت کردن، پرستاری کردن، بالاسر کسی بودن، پاییدن، نظارت کردن، هدایت کردن، حفاظت کردن، نوازش کردن، بهناز پروردن باد زدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
مواظبت کردن، پرستاری کردن، بالاسر کسی بودن، پاییدن، نظارت کردن، هدایت کردن، حفاظت کردن، نوازش کردن، بهناز پروردن باد زدن