مراقب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ قِ) [ ع. ] (اِ فا.) نگهبان، مراقبت کننده.مترادفها و واژههای مرتبطپاسدار، حارس، دیدهبان، دیدهور، گماشته، محافظ، مستحفظ، مهیمن، نگاهبان، نگاهدار، نگهبانآگاه، گوشبزنگ، مترصد، متوجه، ملتفت، منتظر، مواظب، ناظررقیبواژه قبلی: مرافقهواژه بعدی: مراقبت