مرتب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانسازمند، دهنادین، چیده، پیاپی، پی درپی، پشت سر هم، بسامانمترادفها و واژههای مرتبطآراسته، آماده، بسامان، جور، روبراه، مزینبانسق، بانظم، بسامان، منتظم، منضبط، منظممدون ≠ بیانضباط، غیرمدون، نابسامان، نامرتبواژه قبلی: مرتاضواژه بعدی: مرتب کردن