مرتجی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرتجی . [ م ُ ت َ جا] (ع ص، اِ) امیدگاه . جای امید. (یادداشت مرحوم دهخدا). آن که امید بدو دارند. مایه ٔ امید : همت عالی توان ای مرتجی می کشد این را خدا داند کجا. مولوی . گفت ای پشت و پناه هر نبیل مرتجی و غوث ابناء سبیل . مولوی .
مرتجی . [ م ُ ت َ ] (ع ص ) امیدوار. (یادداشت مرحوم دهخدا). پر از امید. (ناظم الاطباء). ◄ ترسناک . پربیم . (ناظم الاطباء).