مرتزق
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ زَ) [ ع. ] (اِمف.) هرچیز که از آن روزی خورند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ زَ) [ ع. ] (اِمف.) هرچیز که از آن روزی خورند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرتزق . [ م ُ ت َ زَ ] (ع ص، اِ) هر چیز که ازآن نفع بردارند. (منتهی الارب ). هر چیزی که بدان منتفع شوند. (از اقرب الموارد). رزق . روزی . (یادداشت مرحوم دهخدا). ◄ آنکه از قوت و غذا و جز آن بهره مند شود. (از متن اللغة). روزی خوار. جیره خوار. روزی مند. (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به مرتزِق شود.
مرتزق . [ م ُ ت َ زِ ] (ع ص ) مرسوم گیرنده . روزی یابنده . (آنندراج ). ◄ وظیفه دار. مرسوم دار. (فرهنگ فارسی معین ) (ناظم الاطباء). علوفه دار. (ناظم الاطباء). نعت فاعلی است از ارتزاق . رجوع به ارتزاق شود.