مرتغب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ غِ) [ ع. ] (اِفا.) تشویق کننده، برانگیزاننده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ غِ) [ ع. ] (اِفا.) تشویق کننده، برانگیزاننده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرتغب . [ م ُت َ غ ِ ] (ع ص ) خواهان . نیازمند. (ناظم الاطباء). خواهانی نماینده . (آنندراج ). که حریص و مشتاق و راغب چیزی باشد. نعت فاعلی از ارتغاب . رجوع به ارتغاب شود.