مرتفع کردن مشکل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانگشودن گره، گشایش کار، چاره جویی کردن، چاره جستنواژه قبلی: مرتفعواژه بعدی: مرتکب