مرتقب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ قِ) [ ع. ] (اِفا.) دیده بان، چشم به راه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ قِ) [ ع. ] (اِفا.) دیده بان، چشم به راه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرتقب . [ م ُ ت َ ق ِ ] (ع ص ) بالا برآینده . (از آنندراج ). نعت فاعلی است از ارتقاب . رجوع به ارتقاب شود. ◄ دیده بانی کننده . (آنندراج ). نگاهبان . محافظ. پاسبان . مراقب . چشم دارنده . (ناظم الاطباء). که نظر بر چیزی گمارد و مترصد باشد . (از متن اللغة).