مرتل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرتل . [ م ُ رَت ْ ت َ ] (ع ص ) ضد مُعجّل . (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به ترتیل شود.
مرتل . [ م ُ رَت ْ ت ِ ] (ع ص ) هموار و آرمیده و پیدا خواننده . (آنندراج ). کسی که هموار و آرمیده وهویدا می خواند. (ناظم الاطباء). نعت فاعلی است از ترتیل به معنی تأنی در تلاوت و شمرده خواندن . رجوع به ترتیل شود. ◄ آواز خوشنوا. (ناظم الاطباء).