مرتکی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرتکی . [ م ُ ت َ ] (ع ص ) همیشه و برجای .(منتهی الارب ). دائم و ثابت . مراکی . (متن اللغة) (از اقرب الموارد). ◄ اعتماد کننده : انا مرتک علی کذا؛ یعنی اعتماد کننده ام بر وی . ما لی مرتکی الا علیک ؛ نیست مرا اعتمادی مگر بر تو. (منتهی الارب ). معتمد. نعت فاعلی است از ارتکاء. رجوع به ارتکاء شود.
مرتکی . [ م ُ ت َ کا ] (ع اِ) محل اعتماد و کسی که بر آن اعتماد کنند. معتمد. امین . بااعتبار. (ناظم الاطباء). معول . نعت مفعولی است از ارتکاء. رجوع به ارتکاء شود. ◄ معاون . (ناظم الاطباء). رجوع به معنی قبلی شود.