واژه جو

مرجاده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مرجاده . [ م َ دَ ] (اِ) آلتی باشد که آن را مانند جوال بزرگی از چرم می دوزند و پر از کاه می کنند و بر بالای آن اسباب میگذارند و مردم هم سوار می شوند و از آب می گذرند. بجای دال، واو هم به نظر رسیده [ مرجاوه ] . (از برهان قاطع).

معنی مرجاده | واژه جو