واژه جو

مرجگاه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مرجگاه . [ م َ ] (اِمرکب ) چراگاه . مرتع. رجوع به مَرج شود : بازگشت از موصل و می شد به راه تا فرود آمد به بیشه و مرجگاه . مولوی .

معنی مرجگاه | واژه جو