مرج
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(مَ) (اِ.) ۱- مرز. ۲- زمینی که کنارههای آن را بلند ساخته در درون آن چیزی بکارند.
(~.) [ ع. ] (مص م.) ۱- درهم و برهم کردن. ۲- ایجاد فساد کردن.
(~.) [ معر. ] ۱- (اِ.) چراگاه. ۲- (مص م.) به چراگاه فرستادن چرنده. ۳- (~.) (مص ل.) چریدن چرنده.