واژه جو

مرداسنجه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مرداسنجه . [ م ُ س َج َ ] (اِخ ) لقب ابوبکر محمدبن مبارک بن محمدبن مبارک بن محمدبن مرداسنجه از مردم بغداد است و از ابوالخطاب نصربن احمدبن بطرقاری سماع دارد و سمعانی گوید ازوسماع احادیث بسیار کردم و به سال ٤٣٧ که او را ترک گفتم در بغداد زنده بود. (الانساب سمعانی ورق ٥٢١).

معنی مرداسنجه | واژه جو