مردد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مردد. [ م ُ رَدْ دِ ] (ع ص ) بسیار گرداننده . ◄ کسی که تردید می کند. (ناظم الاطباء).
مردد. [ م ُ رَدْ دَ ] (ع ص ) مرد دودله و سرگشته که بیرون شد کار نداند. (منتهی الارب ). حائر بائر. (متن اللغة). دودل . دو دله . که اسیر شک و تردید است . که مصمم نیست . که بر کاری استوار نیست . مردد شدن ؛ به تردید افتادن . ◄ بی قرار. ناپایدار. بی ثبات . متردد. (ناظم الاطباء). ◄ بازگردانیده شده . (غیاث اللغات ). ◄ هلاک شونده . (منتهی الارب ).