مردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
ارتحال، رحلت، فنا، فوت، مرگ، ممات، موت، وفات جان باختن، رختبربستن، قالبتهی کردن، درگذشتن، فوت کردن، وفات یافتن تلفشدن سقط شدن، نفله شدن (متضاد: در حیاتبودن، زیستن) نابود شدن، از بین رفتن خاموش شدن (چراغ، آت
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
ارتحال، رحلت، فنا، فوت، مرگ، ممات، موت، وفات جان باختن، رختبربستن، قالبتهی کردن، درگذشتن، فوت کردن، وفات یافتن تلفشدن سقط شدن، نفله شدن (متضاد: در حیاتبودن، زیستن) نابود شدن، از بین رفتن خاموش شدن (چراغ، آت