مرده ستایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرده ستایی . [ م ُ دَ / دِ س ِ ] (حامص مرکب ) رثاء. مرثیت . مرثیه گوئی . مرثیه سرائی . عمل مرده ستای : خبر ندارد از کار شاعری چیزی جز اینکه مرده ستائی کند نه جای و به جای . سوزنی . رجوع به مرده ستای شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرده ستایی . [ م ُ دَ / دِ س ِ ] (حامص مرکب ) رثاء. مرثیت . مرثیه گوئی . مرثیه سرائی . عمل مرده ستای : خبر ندارد از کار شاعری چیزی جز اینکه مرده ستائی کند نه جای و به جای . سوزنی . رجوع به مرده ستای شود.