مرده شور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرده شور. [ م ُ دَ / دِ ] (نف مرکب ) غسال که مرده را بشوید و غسل دهد : پس مرده شور باز سر شود و سر و ریشش را به نرمی بشوید. (از ترجمه ٔ النهایه ). - رویش را به آب مرده شورخانه شسته اند ؛ سخت بی حیاست، سخت بی شرم است . - مرده شوربرده ؛ نفرینی است . رجوع به مرده شور شود. - مرده شور تخته شور کردن ؛ نفرین کردن که مرده شور ببرد و به تخته بیفتد. (یادداشت مرحوم دهخدا).