مرده وار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرده وار. [ م ُ دَ / دِ ] (ص مرکب، ق مرکب ) چون مرده . مانند مرده . ساکت و ساکن . خموش . و بی حرکت : خمش کن مرده وار ای دل ازیرا به هستی متهم ما زین زبانیم . مولوی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرده وار. [ م ُ دَ / دِ ] (ص مرکب، ق مرکب ) چون مرده . مانند مرده . ساکت و ساکن . خموش . و بی حرکت : خمش کن مرده وار ای دل ازیرا به هستی متهم ما زین زبانیم . مولوی .