مرزغان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ زَ) (ا.) جهنم، دوزخ. مرزغن و مرغزن هم گفته شده.واژه قبلی: مرزبندیواژه بعدی: مرزنده