مرسلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرسلة. [ م ُ س َ ل َ ] (ع ص، اِ) مؤنث مرسَل، نعت مفعولی از مصدر ارسال . فرستاده شده . ارسال شده . گسیل داشته . رجوع به مرسل و ارسال شود. ◄ آویخته شده . فروهشته . ◄ در انواع احادیث، احادیث مرسلة، حدیثهای مرسل . آن حدیثها که اسناد متصله ٔ آن تا تابعی رسد و تابعی بی ذکر صحابی واسطه ٔ میان خویش و پیغامبر «قال رسول اﷲ» گوید. (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به مُرسَل شود. ◄ گردن بنددراز که بر سینه افتد یا گردن بند که در آن مهره و جز آن باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).یک دانه ٔ بزرگ از گردن بند. (مهذب الاسماء). زیوری است که زنان در گلو آویزند. (غیاث ). مهره های به رشته کرده چون مروارید و یسر و آنچه بدان ماند. (یادداشت مرحوم دهخدا). ج، مرسَلات . (اقرب الموارد) : ارغوان لعل بدخشی دارد اندرمرسله نسترن لولوی لالا دارد اندرگوشوار. فرخی (دیوان چ دبیرسیاقی ص ١٧٥). تا سخن را فخر نامت زیور و پیرایه داد مدح، گوهر یاره گشت و شکر لؤلؤ مرسله . مسعودسعد. آن خواجه که واسطه ست مدح او در مرسله های لفظ دُربارم . مسعودسعد. رشته ٔ دلها که در این گوهر است مرسله از مرسله زیباتر است . نظامی . بنگر که ز حقه ٔ تفکر در مرسله ای که میکشی دُر. نظامی . دیرینه غمی که در دلش بود در مرسله ٔ سخن برآمود. نظامی . آدم و نوحی نه به ازهر دوئی مرسله ٔ یک گره از هر دوئی . نظامی (مخزن الاسرار ص ٢٧).
مرسلة. [ م ُ س ِ ل َ ] (ع ص، اِ) مؤنث مرسِل، نعت فاعلی از مصدر ارسال . فرستنده . ارسال دارنده : و انی مرسلة الیهم بهدیة فناظرة بم یرجع المرسلون . (قرآن ٣٥/٢٧)؛ من فرستنده هستم به سوی ایشان هدیه ای را تا ببینم فرستادگان با چه چیز برمیگردند. و رجوع به مرسِل و ارسال شود.