مرسوم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- آنچه رسم شده، معمول. ۲- فرمان، دستور. ۳- در فارسی جیره، مواجب.مترادفها و واژههای مرتبطباب، رایج، عرفی، متداول، متعارف، مد، معمولی، معمول، مقررآیین، رسومات، رسم، سنتجیره، مواجب ≠ نامتداولواژه قبلی: مرسلهواژه بعدی: مرسی