مرسین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرسین . [ م َ ] (اِ) مورد که گیاهی است . ریحان القبور. (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به مورد شود.
مرسین . [ م ِ ] (اِخ ) بندری است در ترکیه بر دریای مدیترانه با ٦٨٦٠٠ تن سکنه .راه آهن بغداد به ترکیه از نزدیکی این شهر می گذرد.