مرغ آمین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرغ آمین . [ م ُ غ ِ ] (اِخ ) در اصطلاح منجمان ستاره ٔ کف الخضیب، زیرا که نزد منجمان مقرر است که هر کس که وقت طلوع کف الخضیب دعا کند مستجاب شود. (از غیاث ) (از آنندراج ). ◄ در اعتقاد عامه فرشته ای است که در هوا پروازکند و همیشه آمین گوید و هر دعایی که به آمینش رسد مستجاب شود. (غیاث ) (آنندراج ). در عقاید عامه، این است که گاهی در حین دعا و یا نفرین مرغی به نام مرغ آمین در پرواز باشد و سبب برآمدن و مستجاب شدن آن نفرین یا آفرین گردد. (امثال و حکم دهخدا) : گلشن عاشق دعاگو را بلبلی به ز مرغ آمین نیست . حسن رفیع (از آنندراج ). دعای ما به اجابت نمی شود نزدیک کشیده زلف تو در دام مرغ آمین را. مولانا بهشتی (از آنندراج ). - مرغ آمین در راه بودن ؛ نظیر اختر گذشتن .