مرغزاران
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرغزاران . [ م َ ] (اِ مرکب ) مرغزار. (یادداشت مرحوم دهخدا) : تو بردار زین و لگام سیاه برو سوی آن مرغزاران پگاه . فردوسی . جهانجوی بندی تنها برفت بدان مرغزاران شتابید تفت . فردوسی . چنان بد که روزی بیامد به دشت همی گرد آن مرغزاران بگشت . فردوسی . چو نزدیک آن مرغزاران رسید از اسبان و چوپان نشانی ندید. فردوسی . در آن مرغزاران ارمان دو روز همی شاد بودند با باز و یوز. فردوسی .