واژه جو

مرغس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مرغس . [ م ُ غ ِ / م ُ غ َ / م ُ رَغ ْ غ ِ ] (ع ص ) به ناز و نعمت پرورنده خود را و زیست فراخ . (منتهی الارب ). کسی که خود را در ناز و نعمت بپروراند. (از اقرب الموارد). آنکه عیش او فراخ باشد و در فراخ زندگانی کند. (از ناظم الاطباء).

معنی مرغس | واژه جو