مرغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرغ . [ م َ رَ ] (ع مص ) عیب ناک کردن ناموس کسی را. (از منتهی الارب ). ◄ پلیدو آلوده گشتن عرض و ناموس کسی . (از اقرب الموارد).
مرغ . [ م َ رِ ] (ع ص ) شَعر مرغ ؛ موی بسیار روغن پذیر. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
مرغ . [ م َ ] (ع مص ) گیاه تر چریدن . (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). گیاه خوردن چهارپای . (تاج المصادر بیهقی ). خوردن چهارپای . (دهار). ◄ جای گرفتن در گیاه و چریدن . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ غلطیدن در گیاه . (از منتهی الارب ). غالیدن بر گیاه . ◄ کفک انداختن شتر. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).