مرقات
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مِ) [ ع. مرقاة ] (اِ.)<BR>۱- پلکان.<BR>۲- نردبان.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مِ) [ ع. مرقاه ] (اِ.) ۱- پلکان. ۲- نردبان.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرقات . [ م ِ / م َ ] (ع اِ) مرقاة. نردبان و زینه . (غیاث ). پایه . زینه . پله ٔ نردبان . درجه . سُلَّم . پله . پلکان . رجوع به مرقاة شود : و اوتاد طالع از درجات هبوط به مرقات صعود ارتفاع گرفت . (سندبادنامه ص ٢٧١). و پادشاه جهاندار بر مرقات بخت بیدار مؤید و کامکار نشسته . (جهانگشای جوینی ). که در زمین منفذی و بر آسمان مرقاتی میجست . (جهانگشای جوینی ). ◄ کنایه از محل صعود و ترقی : یکی طور و یکی عرفات، یکی قصور و دیگر غرفات ...آن میقات موسی و این مرقات عیسی ... (ترجمه ٔ محاسن اصفهان در توصیف کوهچه و مصلی در اصفهان ).