مرقم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرقم . [ م ُ رَق ْ ق ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از ترقیم . رجوع به ترقیم شود. ◄ کاتب و نویسنده . مرقن . (از لسان ).
مرقم . [ م ِ ق َ ] (ع اِ) قلم .(منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ مکواة وآلت داغ کردن . ج، مَراقم . (اقرب الموارد). ◄ آنچه بوسیله ٔ آن بر نان نقش کنند. (از لسان ).