مرمت کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرمت کردن . [ م َ رَم ْ م َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) التیام دادن . اصلاح کردن . ترمیم کردن . تعمیر. (از منتهی الارب ) : دارالفناء کوی مرمت نمی کنند برخیز تا عمارت دارالبقا کنیم . سعدی (از نسخه ٔ خطی کهن ).
مترادف و متضاد واژهدان
ترمیم کردن، تعمیر کردن بازسازی کردن، بهسازی کردن اصلاح کردن، بهبود بخشیدن