مرمریس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرمریس .[ م َ م َ ] (ع ص ) لغزان و تابان از هر چیزی . (منتهی الارب ). املس، گویند کفل مرمریس . (از اقرب الموارد). ◄ داهی و زیرک، و برای تحقیر مُریَریس گویند به اعتبار ثلاثی بودن ریشه ٔ آن . (از اقرب الموارد). ◄ بلا و سختی . (منتهی الارب ). داهیة سخت . داهیه ٔ مرمریس ؛ شدید. (از اقرب الموارد). ◄ گردن دراز. (منتهی الارب ). طویل و دراز از بین گردنها. (از اقرب الموارد). ◄ درشت . (منتهی الارب ). صلب . (از اقرب الموارد). ◄ زمین که هیچ نرویاند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).