مرمری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرمری . [م َ م َ ] (ص نسبی ) مرمرین . منسوب به مرمر. چون مرمر.از مرمر. رجوع به مرمر شود. ◄ به رنگ مرمر. به سپیدی مرمر. سخت سپید. به رنگ سپید درخشان . - سینه مرمری ؛ (به فک اضافه ) زن یا دختری که سینه هایی به سپیدی مرمر داشته باشد. - لوبیای مرمری ؛ قسمی لوبیای سفید درشت . لوبیای سفید. (یادداشت مرحوم دهخدا). ◄ قسمی سنگ که چون مزور پادزهر داروفروشان فروشند. (یادداشت مرحوم دهخدا).