مروانیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مروانیة. [ م َرْ نی ی َ ] (اِخ ) مروانیان . بنی مروان . آل مروان . رجوع به آل مروان شود. - قصعه یا قعبه ٔ مروانیة ؛ در بیت ذیل از منوچهری ظاهراً مراد کأس ام حکیم است، چه ام حکیم ساقیه ٔ ولیدبن یزید خلیفه ٔ اموی مروانه نام داشته است . رجوع به تعلیقات دیوان منوچهری (ص ٢٥٦) و الاغانی ابوالفرج اصفهانی شود : خشت از سرخم برکند باده ز خم بیرون کند وانگه ورا درافکند در قعبه ٔ مروانیه . منوچهری .