مروج
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ رَ وَّ) [ ع. ] (اِمف.) رواج داده، ترویج شده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ) [ ع. ] (اِ.) جِ مرج ؛ چمن زارها.
(مُ رَ وَّ) [ ع. ] (اِمف.) رواج داده، ترویج شده.
(مُ رَ وِّ) [ ع. ] (اِفا.) رواج دهنده، ترویج کننده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مروج . [ م ُ ] (ع اِ) ج ِ مَرج . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). چمنها. چراگاهها. رجوع به مرج شود.
مروج . [ م ُ رَوْ وِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از مصدر ترویج . رجوع به ترویج شود. روائی دهنده . (از منتهی الارب ). کسی که کالاها و درمها را ترویج دهد. (از اقرب الموارد). ترویج کننده . روائی بخشنده ٔ متاع و درم . آنکه سبب شود روائی و انتشار چیزی را. - مروج الاحکام ؛ ترویج کننده ٔ احکام . لقبی است برای دسته ای از روحانیان که ردیف واعظ، مذکر، مسأله گو و مانند آن است . - مروج علوم ؛ روائی دهنده و منتشر کننده ٔ علوم . (ناظم الاطباء).
مروج . [ م ُ رَوْ وَ ] (ع ص ) نعت مفعولی از مصدر ترویج . رجوع به ترویج شود. روائی یافته . (منتهی الارب ).